سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

58

تاريخ ايران ( فارسى )

از تناسب و كوچكتر از صورت امير است ، بالاى سر آنها صورتهاى سه نفر سازنده « 1 » بهيئت اجتماع در حركت ميباشند . از دورهء ساسانيان نيز بعضى خرابه‌ها كشف شده است ، در جانب شمال غربى آثار پل معروف خوره‌زاد « 2 » باقى است و اين اسم منسوب بمادر اردشير مؤسس سلسلهء ساسانيان مىباشد . رامهرمز كه در سر راه اهواز و بهبهان است نيز محل آبادى قديمى بوده و مؤسس آن‌كه باسم حاليه موسوم است هرمز نوادهء اردشير مىباشد ، يكى از جهات شهرت آن محل ، اين است كه جنگ قطعى آخرى كه سلسلهء اشكانيان را منقرض و بخت خاندان ساسانرا بلند نمود در اين نقطه واقع شده است . محتمل است كه تمام اين اماكن و بعضى ديگر از قبيل بند قير بسيار قديم بوده و بقاياى دورهء ساسانى و قرون متوسط روى ابنيه و آثار زمان دولت ايلام را پوشانيده باشد . حاصلخيزى طبيعى ايلام در قرون متوسط اين ولايات خوزستان خوانده شده و ظاهرا حاصلخيزترين ولايات ايران و نيشكر آن مخصوصا معروف بوده است ، اما هجوم طوايف بدوى و استيلاى ايشان آن ناحيه را خراب كرده در صورتى كه خيلى آباد بوده و بواسطه اعماليكه براى استفاده از آبها و انهار شده جمعيت زياد داشت . ترتيب انهار آنولايات همه‌وقت تا دوره‌هاى اخير محل توجه دولتها و حكومتها بوده و اگر آنها را توسعه نميدادند در حفظ آن ميكوشيدند ، اما امروز ايلام قديم هم مثل سرزمين بابل منتظر مهندسى است كه دست آزاد و حكومت پابرجائى ببيند و در عرض چند سال چنان كه در مصر و پنجاب واضح شده در خاكى كه امروز فقط داراى چند هزار بدوى و مقدارى گله و رمه ميباشند براى كرورها رعيت اسباب معاش فراهم آورند . حدود بابل چون شرحى از ايلام چه در ازمنهء قديمه و چه در دوره‌هاى جديد بيان كرديم اينك ببابل ميپردازيم . چنان كه سابقا مذكور

--> ( 1 ) - كتاب انقراض امپراطوريها صفحهء 228 و نيز ( مطالعات ) صفحه 225 ، حاشيهء 3 « مؤلف » . ( 2 ) - « سرزمين خلفاى شرقى » صفحه 245 « مؤلف » .